طبیعت گردی
پسر خوبم سلام امروز روز بسیار خوبی داشتیم ما و مامان جون و دایی ها و خاله معصومه و خانواده اش به دعوت خاله سعیده و آقا مقداد مهمان طبیعت زیبای بهاری بودیم در جایی نزدیکی لواسان حسابی خوش گذشت و کلی از هوای گاهی آفتابی و گاهی ابری و دور هم لذت بردیم سعید تفنگ شکاری اش را آورده بود و دایی حامد را حسابی گرم نشانه گیری کرده بود و همگی از این بابت که دایی حامد دقایقی دلتنگ بابایش نیست راضی بودیم مامان جون هم حالش بهتر شده بود دایی ابوالفضل هم همینطور و من هم از این که حال همگی خوب است راضی و خوشحال بودم شما و حنانه هم از همه بیشتر بازی کردید و لذت بردید با بابا علی جان و آقا مقداد لب رودخانه رفتید و پاهایتان را در آب زدید و بعد هم آقا ...
نویسنده :
مامان
19:06


